العلامة المجلسي
196
حياة القلوب ( فارسي )
چون قابيل بالغ شد حق تعالى براي أو زنى از جنّيان را ظاهر گردانيد ووحى نمود بسوى آدم كه أو را به قابيل تزويج نمايد ، پس آدم چنين كرد وقابيل راضى شد به أو وقانع شد ، وچون هابيل بالغ شد حق تعالى براي أو حوريّهاى را ظاهر گردانيد ووحى كرد بسوى آدم كه أو را به هابيل تزويج نمايد ، پس آدم چنين كرد ؛ وچون هابيل كشته شد ، حوريّه حامله بود وپسرى از أو متولد شد وآدم أو را « هبة اللّه » نام كرد ، پس خدا وحى كرد بسوى آدم كه : دفع كن بسوى أو وصيت واسم أعظم را ، پس از حوّا پسرى بهم رسيد وآدم أو را شيث نام كرد ، وچون بالغ شد خدا حوريّهاى فرستاد ووحى كرد به آدم كه أو را تزويج نمايد به شيث ، واز آن حوريّه دخترى بهم رسيد وآدم أو را « حوره » نام كرد ، وچون آن دختر بالغ شد آدم أو را به هبة اللّه پسر هابيل تزويج نمود ونسل آدم از ايشان بهم رسيد ، پس هبة اللّه فوت شد وخدا وحى نمود به آدم كه : وصيت واسم أعظم خدا را وآنچه بر تو ظاهر گردانيدهام از علم پيغمبرى وآنچه به تو تعليم كردهام از نامها همه را تسليم كن به شيث عليه السّلام ؛ اين است حديث ايشان اى سليمان « 1 » . مترجم گويد : جمع ميان اين أحاديث در نهايت اشكال است ، وممكن است كه همه واقع شده ونسل از اين جهات متعددة بعمل آمده باشد . ودر حديث معتبر از أبو حمزهء ثمالى منقول است كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : چون حق تعالى توبهء آدم را قبول كرد ، با حوّا مجامعت كرد واز ايشان مجامعت صادر نشده بود از روزى كه خلق شده بودند مگر در زمين بعد از آنكه توبهء آدم عليه السّلام مقبول شد ، وحضرت آدم تعظيم كعبه ونواحي وأطراف كعبه مىنمود ، وچون مىخواست كه با حوّا مقاربت نمايد ، حوّا را از حرم بيرون مىبرد ودر بيرون حرم با أو مجامعت مىكرد وغسل مىكردند وداخل حرم مىشدند براي تعظيم حرم ، پس برمىگشتند به نزديك خانهء كعبه ، پس از براي آدم از حوّا بيست فرزند نر وبيست فرزند مادة بهم رسيد كه در هر شكم يك پسر ويك دختر مىآمد ، پس أول شكمى كه فرزند آورد حوّا ، هابيل بود وبا أو
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 312 .